X
تبلیغات
رایتل

نظر بزرگوارانه آقای عیسی نیکخواه ازسوئد  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1387 در ساعت 07:28 ق.ظ

با سلام به دوستان بسیار محترم وگرامی.
نوشته ام را با شعری از مولوی آغاز می کنم.
هرکس که دور ماند از اصل خویش       باز جوید روزگاری وصل خویش

با سلام مجدد و باتشکر فراوان از دوستان و عزیزان در تار نمای گروگ در یک نگاه
شما از من خواسته اید که از دوران زندانیم در زندانهای سیاسی رژیم شاهنشاهی پهلوی برایتان مطلبی بنویسم.
نظر. عقیده جالب وخوبی است. زیرا آن به معنای این است که گذشته پایه و بنیاد حال و آینده است برای اینکه انسان موفق شود باید از گذشته درس بگیرد و رخدادهای گذشته را تجزیه وتحلیل کند و نقاط ضعف و قوت آن را بیابد و حال و آینده خویش را بر اساس نقاط قوت پایه گذاری کند.
این جمله را از شعر شاعره بزرگ شعر و ادبیات بانو پروین اعتصامی برایتان نوشتم می خواهم اضافه کنم که نمی توآن با آن فکر و شیوه فکری که باعث پدید آمدن مشکلی شده است. آن مشکل را حل کرد. و این جمله را از دانشمند بزرگ انیشتین برایتان نقل کردم.

اولآ ما مردم گیاوان و کلآ مردم منطقه هرمزگان نیاز به تغیر وتحول داریم. تغیر در اندیشه خویش در دید و بینش خویش و در نگرش به نسبت به تحولات اجتماعی پیرامون خویش.
ما باید بتوانیم حقایق را درک کنیم یعنی توان درک واقعیت ها را داشته باشیم و تشخیص دهیم زیرا درک واقعیت شجاعت است. زمانی انسان واقعیت را درک کند تصمیم درست و برخورد درست اتخاذ می کند نسبت به آن واقعیتی در پیش روی خود دارد. شناخت همان دانش درست از واقعیت است هم شحاعت است.
ما مردم گیاوان باید موقعیتهای اجتماعی گیاوان را درک کنیم و از ذهن گرایی بپرهیزیم یعنی خود را تغیر دهیم و با شرایت جدید جهانی خود را منطبق کنیم.
دومین ضرورت در منطقه اتحاد است.
اتحاد اساسی ترین راه در جهت رسیدن به اهداف انسان است.
ما باید زمینه های اتحاد را بین مردم منطقه پیدا کنیم.
و حول آن زمینه ها اهداف مشترک و نیازهای مشترک باهم متحد شویم. زیرا اتحاد امری ذهنی نیست بلکه امری عینی است یعنی نیاز مشترک و منافع مشترک منجر به اتحاد می شود.
سومین و مبرم ترین و لازم ترین مسئله امروزما در گیاوان و کلآ استان هرمزگان تشکیل یک سازمان سیاسی است.سازمانی که از منافع ابتدائی مردم منطقه دفاع کند و منافع ابتدائی مردم منطقه را تأمین کند و منافع ابتدائی مردم ما در گیاوان عبارتنداز دمکراسی .حقوق انسان _ غذا _ پوشاک _ مسکن _ کار _ بهداشت _ آموزش وپرورش _ جاده و وسائل نقلیه _ رسانه های ارتبات جمعی (رادیو و مطبوعات) آزادی اندیشه و بیان و مطبوعات و امکان اخبار وتحولات روز مره که در دنیا می گذرد دسترسی داشته باشند.
 
حال به مرحله ی دیگر صحبتمان می رویم و به جریانات دیگری می پردازم آن رژیم پهلوی است. که الان وجود خارجی ندارد.
رژیم شاهنشاهی پهلوی یک رژیم دیکتاتوری بود و در آن رأی و نظرات مردم در امر اداره مملکت و برنامه های اقتصادی و سیاسی نقش تعین کننده ایی نداشت. که این شاخص ترین ماهیت و خصلت نظامهای دیکتاتوری است.
کشور ایران تک حزبی اداره می شد و آن حزب حزب رستاخیز بود تمام تصمیم از جانب محمد رضا شاه اتخاذ می شد.
در سال 1353 شمسی من وارد دانشگاه شیراز شدم که در آن موقع به نام دانشگاه پهلوی نامیده می شد ودر رشته مهندسی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز مشغول به تحصیل شدم. دانشگاه خوبی بود. و بار علمی بالایی داشت. مانند سایر دانشگاهای آن زمان در ایران.
فعالیت سیاسی بسیار محدود بود ولی فعلیتهای سنفی دانشجویی وجود داشت کوچکترین صدای اعتراضی در نطفه خفه می شد. ساواک برای فعالین سیاسی یک حالت هیولایی داشت. اما روشن فکران آن دوره در زمان پهلوی برای تغیر و ایجاد یک نظام دمکراتیک در تلاش بی پایانی بودند و از پای نمی نشستند.
فعالیت زیر زمینی سازمانها و گروهای مخالف رژیم پهلوی ادامه داشت.
در اینجا بد نیست که از سازمانها و گروها سیاسی فعال در آن زمان نام ببرم.
سازمان چریکهای فدائی خلق _ ستاره سرخ _  ماوریستا سهند _ سازمان مجاهدین خلق که سازمان پیکار از آن انشعاب کرد _ نهضت آزادی گروهی به رهبری رجایی و بهزاد نبوی که الان به نام مجاهدین انقلاب اسلامی معروف است.
در زمان رژیم پهلوی زندانیان سیاسی در بین مردم احترام داشتند. وضع غذا و سایر مایحتاج در زندانهای رژیم پهلوی خوب. شکنجه در دوران بازجویی حد و حدودی نداشت و اعمال می شد مراحل دستگیری و بازجویی به عهده ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) بود.
از رایج ترین شکنجه ها عبارت بودند از بی خوابی, آویزان به وصیله دستبند به سقف, شلاق بر قف پا,دست بند کپانی که یک دست را از بالای شانه ویک دست دیگر را از زیر شانه به پشت سر دست بند می زدند, وشوک الکترونیک به بدن وارد می کردند.
من سال 1354 شمسی در یک شورش اعتراضی دانشجوی در اباده فارس زمانی که قصد داشتم از طریق اصفهان به گیاوان بیایم دستگیر شدم. مدت یک سال و نیم در زنذان سیاسی عادل آباد شیراز و یک سال در زندان قصر تهران زندانی به طور ممتد و پیوسته زندانی بودم. وبا انقلاب 1357 از زندان آزاد شدم. وبعداز انقلاب اسلامی و با بستن دانشگاه ها از سوی نظام جمهوری اسلامی تصفیه افرادی که از نظر مذهبیون و ابستگی به گروهای غیر مذهبی داشتند من هم تصفیه و از دانشگاه اخراج شدم. و از آنجا به امارات متحده عربی و بعد به سوئد آمدم.
از وضع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی سوئد برایتان نمی نویسم ولی به اختصار باید برایتان بنویسم که در اروپا و این بخش از قاره های جهان مدینه فاضله افلاطون را برای خود ایجاد کرده اند که در زبان سوئدی به آن می گویند(valfavds_samhall) بازهم بر می گردیم به منطقه خودمان گیاوان شرایط تاریخی آن زمان گیاوان منجر به پرورش روشن فکرانی در گیاوان شد مانند جلال نیکخواه _ مرشد رستمی و عبدالرحیم زرهی و.....
که در اینجا نمی توان از همه ی آنها نام برد. در مناطق وسیعی از میناب تا چابهار جوانان ما و مردم ما در گیاوان ثروت ما هستند, ثروت منطقه گیاوانند. انسان زیر بنای همه ی اجتماعات بشری است و سایر معقولات, فاقدها واقیتها روبرایند و ساخته فکر و اندیشه انسانند.
مخالفت من با نظام شاهنشاهی پهلوی ناشی از محرومیت مردم ما بود,در تمام ستوه اجتماعی. به دلیل محرومیت مردم گیاوان از اساسی ترین و ابتدائی ترین حقوق مردم گیاوان که در بالا از اساسی ترین حقوق انسان نام بردم ودر اینجا فقط به دمکراسی و حقوق انسان اکتفا می کنم. من در تغیر نظام سلطنتی پهلوی فعال بودم تا برای مردم خویش در گیاوان و مردم ایران دمکراسی,آزادی,حقوق انسانی,رفاه,کار,بهداشت,آموزش وپرورش,امنیت اجتماعی و اقتصادی فراهم شود.
در پایان نوشته خود را با این شعر بلوچی به پایان می رسانم.
طوفان گستگنت زوراکی     چولور که گزنت باکی نی
به امید آرزوی موفقیت و پیروزی برای همه ی مردم گیاوان
عیسی پیرداد استکهلم _ سوئد17_3_2009

باتشکراز اقای عیسی نیکخواه درسوئد ونظرلطف شان  

گروگ دریک نگاه

عیسی نیکخواه
nikkhahv@yahoo.com
IP: 118.103.234.155
سه شنبه 27 اسفند 1387 ساعت 02:42

حال به مرحله ی دیگر صحبتمان می رویم و به جریانات دیگری می پردازم آن رژیم پهلوی است. که الان وجود خارجی ندارد.
رژیم شاهنشاهی پهلوی یک رژیم دیکتاتوری بود و در آن رأی و نظرات مردم در امر اداره مملکت و برنامه های اقتصادی و سیاسی نقش تعین کننده ایی نداشت. که این شاخص ترین ماهیت و خصلت نظامهای دیکتاتوری است.
کشور ایران تک حزبی اداره می شد و آن حزب حزب رستاخیز بود تمام تصمیم از جانب محمد رضا شاه اتخاذ می شد.
در سال 1353 شمسی من وارد دانشگاه شیراز شدم که در آن موقع به نام دانشگاه پهلوی نامیده می شد ودر رشته مهندسی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز مشغول به تحصیل شدم. دانشگاه خوبی بود. و بار علمی بالایی داشت. مانند سایر دانشگاهای آن زمان در ایران.
فعالیت سیاسی بسیار محدود بود ولی فعلیتهای سنفی دانشجویی وجود داشت کوچکترین صدای اعتراضی در نطفه خفه می شد. ساواک برای فعالین سیاسی یک حالت هیولایی داشت. اما روشن فکران آن دوره در زمان پهلوی برای تغیر و ایجاد یک نظام دمکراتیک در تلاش بی پایانی بودند و از پای نمی نشستند.
فعالیت زیر زمینی سازمانها و گروهای مخالف رژیم پهلوی ادامه داشت.
در اینجا بد نیست که از سازمانها و گروها سیاسی فعال در آن زمان نام ببرم.
سازمان چریکهای فدائی خلق _ ستاره سرخ _  ماوریستا سهند _ سازمان مجاهدین خلق که سازمان پیکار از آن انشعاب کرد _ نهضت آزادی گروهی به رهبری رجایی و بهزاد نبوی که الان به نام مجاهدین انقلاب اسلامی معروف است.
در زمان رژیم پهلوی زندانیان سیاسی در بین مردم احترام داشتند. وضع غذا و سایر مایحتاج در زندانهای رژیم پهلوی خوب. شکنجه در دوران بازجویی حد و حدودی نداشت و اعمال می شد مراحل دستگیری و بازجویی به عهده ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) بود.
از رایج ترین شکنجه ها عبارت بودند از بی خوابی, آویزان به وصیله دستبند به سقف, شلاق بر قف پا,دست بند کپانی که یک دست را از بالای شانه ویک دست دیگر را از زیر شانه به پشت سر دست بند می زدند, وشوک الکترونیک به بدن وارد می کردند.
من سال 1354 شمسی در یک شورش اعتراضی دانشجوی در اباده فارس زمانی که قصد داشتم از طریق اصفهان به گیاوان بیایم دستگیر شدم. مدت یک سال و نیم در زنذان سیاسی عادل آباد شیراز و یک سال در زندان قصر تهران زندانی به طور ممتد و پیوسته زندانی بودم. وبا انقلاب 1357 از زندان آزاد شدم. وبعداز انقلاب اسلامی و با بستن دانشگاه ها از سوی نظام جمهوری اسلامی تصفیه افرادی که از نظر مذهبیون و ابستگی به گروهای غیر مذهبی داشتند من هم تصفیه و از دانشگاه اخراج شدم. و از آنجا به امارات متحده عربی و بعد به سوئد آمدم.
از وضع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی سوئد برایتان نمی نویسم ولی به اختصار باید برایتان بنویسم که در اروپا و این بخش از قاره های جهان مدینه فاضله افلاطون را برای خود ایجاد کرده اند که در زبان سوئدی به آن می گویند(valfavds_samhall) بازهم بر می گردیم به منطقه خودمان گیاوان شرایط تاریخی آن زمان گیاوان منجر به پرورش روشن فکرانی در گیاوان شد مانند جلال نیکخواه _ مرشد رستمی و عبدالرحیم زرهی و.....
که در اینجا نمی توان از همه ی آنها نام برد. در مناطق وسیعی از میناب تا چابهار جوانان ما و مردم ما در گیاوان ثروت ما هستند, ثروت منطقه گیاوانند. انسان زیر بنای همه ی اجتماعات بشری است و سایر معقولات, فاقدها واقیتها روبرایند و ساخته فکر و اندیشه انسانند.
مخالفت من با نظام شاهنشاهی پهلوی ناشی از محرومیت مردم ما بود,در تمام ستوه اجتماعی. به دلیل محرومیت مردم گیاوان از اساسی ترین و ابتدائی ترین حقوق مردم گیاوان که در بالا از اساسی ترین حقوق انسان نام بردم ودر اینجا فقط به دمکراسی و حقوق انسان اکتفا می کنم. من در تغیر نظام سلطنتی پهلوی فعال بودم تا برای مردم خویش در گیاوان و مردم ایران دمکراسی,آزادی,حقوق انسانی,رفاه,کار,بهداشت,آموزش وپرورش,امنیت اجتماعی و اقتصادی فراهم شود.
در پایان نوشته خود را با این شعر بلوچی به پایان می رسانم.
طوفان گستگنت زوراکی     چولور که گزنت باکی نی
به امید آرزوی موفقیت و پیروزی برای همه ی مردم گیاوان
عیسی پیرداد استکهلم _ سوئد17_3_2009

باتشکراز اقای عیسی نیکخواه درسوئد ونظرلطف شان  

گروگ دریک نگاه