X
تبلیغات
رایتل

اهل عشق  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 24 شهریور‌ماه سال 1388 در ساعت 02:20 ق.ظ

 

سلام 

 

 اهل عشق اهل علم اهل تخت

این جهان  آئینــــه کردارماسـت

خوب یابدهرچه هست آثارماست

ظلم وعدل وعلم وجهل وصلح جنگ

لطف وخشم ومهروقهرونام وننگ

اهل عشق واهل علم واهل تخت

 کارماکردندهم آسان وسخت

یک طرف خون خواری چنگیزبود

یک طرف شمس الحق تبریزبود

گاه دردستی تبربود وتشر

گاه درکلکی قلم بودوهنر

اهل علم آمدبه دانائی فزود

اهل عشق آئین زیبائی گشود

عالمان اندیشه راپیراستند

عاشقان انگیزه راآراستند

اهل علم آمدطبیبی پیشه کرد

اهل علم آمدحبیبی پیشه کرد

اهل علم آمدکه داروئی کند

اهل عشق آمدکه جادوئی کند

اهل علم امددواامدپدید

اهل عشق امدشفاراافرید

اهل علم امدکه تردستی کند

اهل عشق امدکه سرمستی کند

اهل تخت امدحکومت دارشد

خلق ازکرداراوبیمارشد

بازبان صدهااسیرازادکرد

درنهان بامردمان بیدادکرد

اهل تخت امدکه نادانی کند

هرچه ابادیست ویرانی کند

حاکمان بس جنگجوئی کرده اند

بیشتردرنده خوئی کرده اند

حاکمان اندیشه درغل کرده اند

عاشقان دنیاپرازگل کرده اند

حاکمان خودعاقبت گم کرده اند

عاشقان خودوقف مردم کرده اند

باتبردنیابه زحمت میرسد

باهنردنیای رحمت میرسد

جنگجویان باجهالت تاختند

عاشقی هااین جهان راساختند

جنگجویان درجهان بازنده اند

عاشقان درطول دوران زنده اند

این غزل زیبا ازمرحوم مجتبی کاشانی میباشدیادم می اید وقتی ایشان همراه مخیرین جامعه یاوری به روستای ماگروگ امدند ومدرسه ابتدائی محل رادیدندفوری گفتند بایدمدرسه ئی به سازیم وبه مدت کمی مدرسه ئی ساختند که اینک هم دختران راهنمائی ازان استفاده میکنندوهم دختران دبیرستانی وجامعه یاوری امروز یاورمردم ایران که بوده هیچ درچندین روستای بخش بیابان مدرسه ساخته وداره میسازه وهم اینک درهمین روستابازهم دارندمدرسه ابتدائی  میسازند وازبنده به غیرازدعای خیر وطلب مغفرت برای این مردبزرگ چه توانم نوشت وبرای همراهان وهمگامانش  ارزوی سلامت وسعادت داشته باشم

که ازدست یک روستائی جزدعا کاری برنمی اید