X
تبلیغات
رایتل

یادان شب  چاپ

تاریخ : شنبه 18 مهر‌ماه سال 1388 در ساعت 07:32 ب.ظ

 دکترباستانی پاریزی

توسط مرحوم بنان در یادبود مرحوم صبا خوانده شده‌است. این غرل به این شرح است:

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می ریخت

بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت

سر به دامان منت بود وز شاخ بادام

بر رخ چون گلت آرام صبا گل میریخت

خاطرت هست آن شب همه شب تا دم صبح

گل جدا، شاخه جدا، باد جدا گل می ریخت

نسترن خم شده، لعل لب تو نوازش می‌داد

خضر گویی به لب آب بقا گل می ریخت

زلف تو غرقه به گل بود و هر آنگاه که من

می زدم دست بدان زلف دو تا گل می ریخت

تو فرو دوخته دیده به مه و باد صبا

چون عروس چمنت بر سر و پا گل می ریخت

گیتی آن شب اگر از شادی ما شاد نبود

راستی تا سحر از شاخه چرا گل می ریخت؟

شادی عشرت ما باغ گل افشان شده بود

که به پای تو ومن از همه جا گل می ریخت

 

محمدابراهیم باستانی پاریزی
Bastani parizi01.jpg
تولد۳ دی، ۱۳۰۴.
پاریز، استان کرمان.
زمینه فعالیتنویسنده، تاریخ‌دان.
ملیتایرانی
والدینحاج آخوند پاریزی


 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد