گروگ ازنگاه دوربین

گروگ ازنگاه دوربین

فتوو بلاک شهربندری گروگ
گروگ ازنگاه دوربین

گروگ ازنگاه دوربین

فتوو بلاک شهربندری گروگ

ازهردری سخنی

 این نظردرگروگ تحریر نوشته شده بود آقای آراسته صحت موضوع راتائیدنکرده اند

 

نویسنده: دلسوز
یکشنبه 10 آبان1388 ساعت: 11:36
با سلام
متاسفانه با خبر شدم که تنهاپزشکی که در روستایمان مشغول به کار است توسط شخص یا اشخاصی بیحرمتی شده
وایشان را به باد کتک گرفته اند .که واقعا در خورما واداب ورسوم ما واجتماع ما نیست
این اولین باری نیست که شاهد این چنین برخورد ناشایستی شده ایم.این واقعا کا بسیار زشتی است وبا مسببین باید به شدن برخورد شود
تا دوباره شاهد این اعمال نباشیم مال جوانان گروگ وکناردان بیابان دیگر بس است تا کی میخواهید اینادامه بدهید آیا زشت نیست که
چند تا دکتر از بین خودتان نباشد تا باتوجه به کمبود دکتر شاهد اینچنین حوادثی نباشیم
دیگر تاکی چرا وچرا دیگر بس است

 

 

 

 

mzlhumqxbafgc3rw9wis.jpg 

 

 0gamebwkz095omaxng6b.jpg 

 

 4a8urve2hpgndshwsbwy.jpg

 

روایت عکس

 

 کدخبر: ۶۹۶۵۲

 تصویر: حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات 

 

 

uxog20l2b2suxo77zuco.jpg 

 

 

ig0xdze7lyqw8108lxs7.jpg 

 

 556z8vs21a3m91gzybs0.jpg 

 

fnjh1si1314e57i8u47i.jpg 

 

tbobk4hhi837grzze5gz.jpg 

 s7aug6rdvxmnoz6hi69c.jpg 

 

سایت خبری تحلیلی تابناک

صبرخدا

 

 زنده یادمعینی کرمان شاهی 

 

 

 elezb9bc07q0zp6vz6u7.jpg

 

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول

که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان

جهان را با همه زیبایی و زشتی

بروی یکدگر ویرانه میکردم .

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

که در همسایه صدها گرسته ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم

نخستین نعره مستانه را اموش آندم

بر لب پیمانه میکردم

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

که میدیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین

زمین و آسمان را

واژگون ، مستانه میکردم

 

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

نه طاعت میپذیرفتم

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگر ها نیز کرده

پارع پاره در کف زاهد نمایان

سبحه صد دانه میکردم

 

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون  صحرا گرد بی سامان

هزاران لیلی نازآفرین را کو بکو

آواره و دیوانه میکردم

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را

پروانه میکردم

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی

تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد

گردش این چرخ را

وارونه بی صبرانه می کردم

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

که میدیدم مشوش عارف و عامی زبرق فتنه این علم عالم سوز مردم کُش

بجز اندیشه عشق و وفا، معدوم هر فکری

در این دنیای پر افسانه میکردم

 

عجب صبری خدا دارد

 

اگر من جای او بودم

 

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ، تاب تماشای تمام زشت کاریهای این مخلوق را دارد

وگرنه من به جای او چو بودم

یکنفس کی عادلانه سازشی

با جاهل و فرزانه میکردم

 

عجب صبری خدا دارد    عجب صبری خدا دارد  

 

4h5mzkh2wlx0cnv0djxy.jpg