کارگاه پارچه بافی گروگ وبازدید دختران مدرسه راهنمائی
دختران مدرسه راهنمائی گروگ دربازدید ازشرکت آب لیموی شهرستان رودان
دختران مدرسه راهنمائی گروگ باحاجی ابراهیم ملاحی وتحقیق درباره صید وصیادی
درساحل گروگ
شعری ازد یوان حکیم سنائی غزنوی :
ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را
تا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را
ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی
خاک ره باید شمردن دولت پرویز را
دین زردشتی و آیین قلندر چند چند
توشه باید ساختن مر راه جان آویز را
هر چه اسبابست آتش در زن و خرم نشین
بدرهی ناداشتی به روز رستاخیز را
زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس را
وین گروه لاابالی جان عشقانگیز را
ساقیا زنجیر مشکین را ز مه بردار زود
بر رخ زردم نه آن یاقوت شکر ریز را .
غزل دوم
ای مسلمانان خلایق حال دیگر کردهاند
از سر بیحرمتی معروف منکر کردهاند
شرع را یک سو نهادستند اندر خیر و شر
قول بطلمیوس و جالینوس باور کردهاند
عالمان بیعمل از غایت حرص و امل
خویشتن را سخره اصحاب لشکر کردهاند
خون چشم بیوگان است آن که در وقت صبوح
مهتران دولت اندر جام و ساغر کردهاند...
تا کی از دارالغروری ساختن دارالسرور؟
تا کی از دارالفراری ساختن دارالقرار؟
بر در ماتم سرای دین و چندین ناز و نوش؟
در ره رعنا سرای دیو و چندان کار و بار
بانام خداوسلام
روزمعلم برمعلمین عزیز وزحمت کش همه ایران اسلامی اللخصوص روستای گروگ تبریک میگویم
با ارزوی سلامتی برای همه معلمین محترم
معلم روزت مبارک
حق استا د
گفت استاد مبر درس از یاد
یاد باد آنچه به من گفت استاد
یاد باد آنکه مرا یاد آموخت
آدمی نان خورد از دولت یاد
هیج یادم نرود این معنی
که مرا مادر من نادان زاد
پدرم نیز جو استاد بدید
گشت از تربیت من آزاد
پس مرا منت از استاد بود
که به تعلیم من استاد استاد
هر چه دانست به من او آموخت
غیر یک اصل که نا گفته نهاد
قدر استاد نکو دانستن
حیف استاد به من یاد نداد
معلم روزت مبارک