امسال منتظربودم بهارنیامد
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
وان چنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی؟
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
زمزمه ای در بهار |
سلام
بابیتی ازخواجه شیراز اغازمیکنم که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای صباباساکنان شهریزدازمابگو
ای سرحق ناشناسان گوی چوگان شما
ازمهندس عیسی نیکخواه دراستکهلم سوئد بسیار بسیامتشکرم که دراین حدیث ناتمام شرکت کردند وبعدازچندین سال قلمی زدند دراین وبلاک
بنده سال نووعیدباستانی ایرانیان راخدمت این بزرگوارتبریک عرض میکنم

نوروز تان پیروز هرروزتان نوروز
سال ۱۳۸۸خورشیدی برشما وخانواده محترم تان مبارک باد
به امیدابادانی ایران اسلامی وبیابان زمین
وآرزوی صلح ودوستی درجهان