گروگ ازنگاه دوربین

گروگ ازنگاه دوربین

فتوو بلاک شهربندری گروگ
گروگ ازنگاه دوربین

گروگ ازنگاه دوربین

فتوو بلاک شهربندری گروگ

دست نوشتهای یک دوست درتاریخ بیابان


بانام خدا وسلام

 

گذری کوتاه به تاریخچه ایل بزرگ طاهرزئی(گرگیج) و مردان نامی آن

تاریخ بلوچستان در گذر زمان فراز و نشیبهای زیادی به خود دیده است و بلوچستان مردان نامی زیادی را در دامن باک خود برورش داده و مردمان بلوچستان در طول تاریخ زندگی قبایلی داشته اند و همکنون هم تنها قومی که بیشتر از همه ای اقلیتهای قومی بافت قبایلی و سنتی خود را همچنان حفظ کرده است قوم خوش نام بلوچ می باشد.
مردمان بلوچستان از قبایل متعددی تشکیل شده اند که اگر بخواهیم در باره تمام این قبایل توضیح دهیم باید روزها و ماها نوشت ولی هدف ما معرفی و شناخت قبیله بزرگ گرگیج که یکی از قبایل معروف و بزرگ بلوچستان میباشد که از کراچی و دالبندین کوئته با کستان گرفته و نیمروز در افغانستان و زاهدان تا میناب در ایران گسترده است که این قوم در بیابان خودمان به طاهرزائی بیشتر شناخته می شود و اینکه چرا اسم این قبیله از گرگیج به طاهرزئی در بیابان تغیر یافت خود حکایتی دیگر است که مختصرٍآ خدمت عزیزان گرامی عرض می نمایم.
قبیله گرگیج در قسمتهای شرق بلوچستان زندگی می کردند و مردان این قبیله به مردانگی و میارجلی وظلم ستیزی زبان زد خاض وعام بودند حتما قصه های دودا حسن نوت و بالانچ حسن نوت را شنیده و میدانید که در اینجا نمی خواهم وارد آن قصه ها بشوم. ولی لازم ذکر است که طاهرزئی ها فرزندان بکر حسن نوت نوتبنده میباشند. و مردان شجاع قبیله گرگیج به علت جنگ و مخالفت با ظلم از مناطق شرق به طرف غرب وجنوب غرب بلوچستان مهاجرات می کنند و گروهی به بیر وکهیر در چابهار البته در غرب چابهار سکنا میگزینن بعداز چند سال سکونت به دلایل مشابه به طرف گابریگ جاسک (شرق جاسک) می ایند و در گابریگ می مانند و بعداز سالها یکی از فرزندان انها به اسم طاهر محمد که بزرگ طائفه بود همراه برادرانش میرو محمد و اسمائیل محمد و تاجدین محمد و چندین نفر از نزدیکانش به طرف بیابان می ایند که مقصدشان شیراز ملاقات با بادشاه وقت ایران (کریم خان زند)که در ان زمان بایتخت بادشاهان زندیه شیراز بوده است و وقتی که به کوهستک میرسند تصمیم می گیرند چند روزی در انجا استراحت کنند و بعد به راه خود ادامه بدهند که بر حسب اتفاق همان چند روزی که در کوهستک بوده اند اتفاقی سرنوشت ساز رخ می دهد یکی از عوامل ماندگار شدن طاهر محمد جد طاهر زئیها در بیابان می شود.
حادثه از این قرار بود وقتی طاهر محمد و همراهانش در کوهستک بوداند و میخواستند بعداز رفع خستگی راه به طرف شیراز حرکت کنند در همین هنگام حکام رودبار(منداتیها) به مناطق اطراف کوهستک شبیخون می زنند وتمام اموال و ناموس مردم منطقه را به یغما می برند و در صبح همان روز وقتی که طاهر محمد و همراهانش می بینند که مردم گروه گروه به کلات ملا حیدر(جد مرحوم حاجی عیسی ترکمانی) که در ان وقت سر برست کوهستک بود بناه می برند.
ووقتی که طاهر محمد از جریان غارت اموال و ناموس مردم با خبر می شود به خاطر غیرت و مردانگی و ناموس برستی که در ان زمان بیشتر مردان بلوچ داشتند رفتن به شیراز را بعداز سرکوب غارت گران به تاخیر می اندازد و قاصدی بیش ملا حیدر روانه می کند و می گوید که چند نفر از افراد محلی که راه را بلد باشند به همراه انان بفرستد چون انها راه هارا بلد نبودند و اشنایی با منطقه نداشتند و چنین شد که  طاهر محمد و سه برادرش ودیگر همراهانش غارت گران را تعقیب کرده اند که انان را در اطراف کوه های لبنی بیدا میکنند و جنگ سختی بین غارت گران و طاهر در می گیرد که در این جنگ بیروزی و نثرت از ان طاهر محمد می شود. و تمام اموال و ناموس مردم منطقه از دست غارت گران می گیرند وانان را به سزای کارشان می رسانند و تعدادی را از انان  اسیر می کند بیروز مندانه به کوهستک بر می گردد مردم منطقه و ملا حیدر وقتی مردانگی و غیرت وشجاعت طاهر محمد و همراهانش را می بینند به او بیشنهاد ماندن در بیابان را می دهند و بعداز این جریان طاهر محمد و همراهانش به شیراز عظیمت می کنند وبا کریم خان زند بادشاه وقت ایران ملاقات می نمایند و بادشاه زندیه حاکمیت منطقه وسیعی را که از بیابان گرفته تا گهره و حاجی اباد و جزیره قشم که طاهر محمد سربرستی جزیزه قشم را به برادرش تاجدین محمد می سبارد (که هم اکنون هم فرزندان ایشان در قشم و بندر عباس می باشند) و از این تاریخ به بعد طاهر محمد در بیابان ماندگار می شود  واز ان به بعد فرزندانش را به اسم قبیله طاهرزئی که بر گرفته از نام این بزرگ مرد می باشد می شناسند...... ادامه دارد

نوشته یک دوست عزیز ازقوم طاهرزائی که به نوشته خودشان ادامه دارد

 

سخنی باشما

  

بنام خداوند جان خرد

سلام

قبل ازهرقالی بنده بایدتشکری داشته باشم از سروران عزیز نظر دهنده وخصوصا احمد آقاکه با ارسال عکسهای قدیمی بنده رایاری نمود وشروع کردیم بیابان زمین ومردان نامی ان اگرچه خواننده وبیننده عزیزکاری که بیان گر شروع باشدهنوز ندیده است بنده ازیکایک بزرگواران نظر دهنده ممنون ومتشکرم

متشکرم برای اینکه تمام نظرات باعشق به این قوم بزرگ نوشته شده وهمه میخواهند تاریخ بیابان بدانند وعلاقه مند هستندو بارعایت احترام نظر میدهنداین باعث افتخاربنده که هست باعث افتخار ایل بزرگ طاهرزائی نیز هست والحمدالله شما شاید تاریخ خودتان را ازبنده گروگی بیشتر میدانیدولی به مصداق اینکه  

انچه خوش باشدکه سردلبران

گفته ایددرحدیث دیگران

وچه بهتر که دیگران گویای حقیقت امرباشندواما

وامادوست عزیزاحمد عکسی ازمرحوم  رئیس عباس یزدان پناه برای بنده فرستاده بودندوبنده میخواستم بااجازه شما بزرگواران مطلب کوتاهی دراین موردبنویسم اگرناقص بود عزیزان نظردهنده تکمله ان خواهند نوشت  

مرحوم عباس یزدان پناه متولد روستای گروگ است درهمان سالی که مرحوم رئیس دوست محمد حاکم ویانایب الحکومتی گروگ داشته اند زادگاه ایشان گروگ است وتا یکی دوسال درگروگ بوده اند میدانم که جوانان عزیزما این را نمیدانستند ولی بزرگان طاهر زائی این رامیدانند

نکته دوم اینکه شروع حکومتی ایل طاهرزائی البته بنده سال وماهش راندارم ولی بدست آوردنش کار مشکلی نیست میشود ان رایافت اولین نایب الحکومتی گروگ با مرحوم رئیس علی جلال نیکخواه بوده است ودومی رئیس دوست محمدکرمداد یزدان پناه واخرالامر به مرحوم رئیس حسن وبامرحوم رئیس موس افسری ادامه

پیدامیکند   واما عکسی از مرحوم رئیس پیردادنیکخواه ویا پیران نیکخواه مرد سیاست وسخن وروادیب ورک گو رک گوئی ایشان گاه گاهی به ضرر ایشان تمام میشد ولی ایشان حرف خودشان میگفتنداگرچه درمجلس ایشان جدی بودند ولی به گفته نزدیکان درمحفل های خصوصی اهل شوخی بودند وبهترین شوخیهارا ایشان بادوستان خودشان میکردند

ادامه دارد 

 

                  

    مرحوم رئیس عباس یزدان پناه   -----    مرحوم رئیس پیرداددرعنفوان  جوانی  بنده عکسی از رئیس پیردادنیکخواه نگه داشته بودم برای یک بیوگرافی کافی ووافی 

البته چون عکس نشناخته بودم شما بزرگواران بربنده خواهیدبخشیدپوزش وتشکر ازاحمدکه بزرگواری کرده بودند وزودبه دادبنده رسیدند    

انشالله دراینده تلاش خواهیم کرد اینگونه اشتباهات پیش نیایدوبنده برتمام عکسها بتوانم یک بیوگرافی بنویسم                                                          

 

نام نیک رفتگان

 

نام نیک رفتگان

سلام

وبازهم سلام به شماعزیزان بزرگواردرحال انتظار که ازکشکول بنده درویش  انتظار قالی داشتید ومقالی درتاریخ حکومت سرداران بیابان زمین

وامابنده درتلاش برای جمع آوری اطلاعات نوشتن فیش وبرابرکردن نوشتها بایک دیگر ونتیجه نهائی

وترس ازینکه نتوانم حق را انگونه که بوده اداکنم زیرا بزرگان گفته اند که تاریخ دوگانه باید نوشت یکی برای عام ویکی برای بعد ازحیات خود وبیشتر بزرگان تاریخ این کارکرده اند وتاریخ اصلی همان است که بعد ازحیات مورخ دیگران مینویسندبه گفته شاعر

 جان نکردم نثار ومعذورم

زانکه جان هم بدان نمی ارزید

وآن دعارا چنان نهان گفتم

که بجزسمع حق کسی نشنید

گرفتاری های ایام مانع نوشتن شد ازسروران عزیز نظردهنده انتظار دارم نظرات شیوای خود واطلات تاریخی خودرابرای بنده  بنویسند وارسال کنند که بنده در صفحه اول قرار دهم وشاید ازین راه بتوانیم دینی ولو اندک ازحکومت پنجاه ساله سران طاهرزائی بربیابان زمین را  اداکه نه  ولی جیل جدید را آگاهی دهیم  دراین عکسها که برای بنده ارسال شده بود ازآخرین ها درایل عکس نبود یکی مرحوم رئیس موسی افسری ودیکری مرحوم رئیس  پیرداد ویاپیران نیکخواه که آخرین ها بودند درایل وهردو اهل سواد وتدبیرمدن وحرف آخردرپایان حکومت ایل بزرگ طاهرزائی میزدندویابرگ آخرکتاب تاریخ این ایل بزرگ بودندتاشما چه فرمائید اینکه بنده درباره تک تک عکسها مینویسم حرفی نیست بنده بامراجعه به عکسها درباره کلیه عکسها توضیح خواهم داد

پس ادامه دارد ونظرات وراهنمائی شما چراغ راه ماست واگرعکسی تاریخی وقدیمی نیز در دست داریدبرای بنده ارسال کنید

درپایان ازتمامی سرورانی که دراین وبلاک نظر داده بودندتشکر میکنم ومنتظر نظرات بیشترعزیزان میمانم 

وبرای دیگران ودگراندیشان نیزاین شعردرجواب شان مینویسم که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بزرگش نخواننداهل خرد

که نام بزرگان به زشتی برد